سلام بر ارباب پرمهری که هرروز دور از چشم ما برای ما دعا می کنه......
این چند سطر که می خوام بنویسم برای اینه که به خودم یادآوری کنم که من هم صاحبی دارم
سلام بر آقای غریبم
بخدا ارباب خیلی دلم برای شما می سوزه که چقدر تنها هستی همه همه تو رو فراموش کردن
هیچ کس برا شما وقتی نداره نام تو که میاد همه فرار می کنن مبادا بگن فلان کارو برا آقا تون انجام بدید
برا همه چیز وقت داریم الا تو........................
عمر ما رفت...........................
به خدا اینقدر حال ندارم که نمی تونم همه گفتهامو بنویسم
به خدا سوختم بد جور هم سو ختم ..... حال نفس کشیدن رو هم ندارم چه برسه به زندگی به خدا
خیلی خیلی خودمو کوچیک کردم خودمو خیلی ارزون فروختم افسوس که بیهوده زندگی کردیم
خیلی دلم تنگه تنگ تنگ تنگ اره به آخر خط رسیدم
همه منو مثل یه کالای بی ارزش دور انداختن حال ندارم بهد خدا خیلی درد دلام زیاده افسوس که
همدمی ندارم حال ندارم هم اونا رو بنویسم از همه اونایی که میان منت میذارن و به ما سر میزنن
تشکر و قدردانی می کنم ببخشید که من نمی تونم به شما سر بزنم

